• امروز : دوشنبه, ۳۱ فروردین , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 20 April - 2026
0

کسانی که نمی خواستند در سیلاب فروردین 98 غرق شوند.-مروری بر اتفاقات سیلاب سال آبی 97-98

  • کد خبر : 2333
  • ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۱
کسانی که نمی خواستند در سیلاب فروردین 98 غرق شوند.-مروری بر اتفاقات سیلاب سال آبی 97-98

سقوط قطرات باران بهاری بر صورت ما، در شرایطی که مدتها بود نوید آن داده می شد، در شرایطی که چشم همه ما به آسمان خشک شده بود، من را به زمانی برد که هنوز خیلی دور نیست. من را به زمانی برد که گویی دیروز بود. اتفاقی که مربوط به شش قرن پیش، 50 […]

سقوط قطرات باران بهاری بر صورت ما، در شرایطی که مدتها بود نوید آن داده می شد، در شرایطی که چشم همه ما به آسمان خشک شده بود، من را به زمانی برد که هنوز خیلی دور نیست. من را به زمانی برد که گویی دیروز بود. اتفاقی که مربوط به شش قرن پیش، 50 یا 18 سال پیش نیست . این قطرات باران من را به زمانی برد که دیگر همه از آسمان نامید شده بودیم اما آسمان ثابت کرد کسی حق ندارد از او ناامید شود و همه خوب آن را به یاد داریم . هفت سال و نیم سال پیش بود .

سقوط قطرات باران بهاری بر صورت ما، در شرایطی که مدتها بود نوید آن داده می شد، در شرایطی که چشم همه ما به آسمان خشک شده بود، من را به زمانی برد که هنوز خیلی دور نیست. من را به زمانی برد که گویی دیروز بود. اتفاقی که مربوط به شش قرن پیش، 50 یا 18 سال پیش نیست . این قطرات باران من را به زمانی برد که دیگر همه از آسمان نامید شده بودیم اما آسمان ثابت کرد کسی حق ندارد از او ناامید شود و همه خوب آن را به یاد داریم . هفت سال و نیم سال پیش بود .

در پاییز 97 قراولان و پیشاهنگان سال آبی بسیار مرطوب 97-98 با سروصدا از راه رسیدند و سیلابهای متوالی سال بسیار خشک 96-97 را پایان دادند. خدا به دوباره به ما نظری کرده بود.

اما سال آبی 97-98 تنها سال آبی سیلابی نبود. قبلا از این اتفاقها زیاد رخ داده بود

. بر اساس پیش بینی ها و هشدارهای سازمان هواشناسی قرار است، شاهد بارشهای خوبی در بهار پیش رو باشیم. اینکه شاهد رخدادهای مشابه آن سال باشیم یا خیر، هنوز آشکار نیست.فراموش نکنیم که شب عید سال 98 کمتر کسی از وقوع دو سیل ویرانگر 6 و 13 فروردین 98 خبر داشت .لذا پیش بینی آینده بسیار سخت است . اما با فرض اینکه ممکن است اتفاقات مشابهی رخ دهد. نگاهی گذرا می کنیم به رویدادهای هفت سال پیش و سال آبی 97-98 و نقطه اوج آن در روز 13 فروردین 98  را مجددا بررسی می کنیم .

تابستان 97 یکی از بدترین و خشکترین سالهای کل دوره آماری بود.شدت آن خشکسالی از تابستان 1400 نیز بیشتر بود. در آن زمان دفتر ایستگاههای سنجش وظیفه بسیار سنگینی بر عهده داشت.ساخت، تجهیز، تعمیر،،بهینه سازی، اندازه گیری ،صحت سنجی داده های اشل، هدایت الکتریکی، تبخیر و دبی و در نهایت تولید داده و ارائه آن در یک دفتر متمرکز بود و به نوعی چشم کل سازمان و حتی بیرون از این اداره به این اطلاعات بود و مرکز ثقل این فعالیتها در دیسپاچینگ بود که البته اکنون این واحد در قالب رصدخانه به فعالیت خود ادامه می دهد. 

وقتی تابستان 97 به پایان رسید، انتظار ادامه خشکسالی بود سالها خشکسالی همه را به زانو در اورده بود . خاک مهمان هر روز اهواز بود.

اما از اواخر مهرماه ورق برگشت. باران های پی در پی همه چیز را تغییر داد.ظرفیت سدها به تدریج تکمیل شد و کار به سرریز کشید .

سیلابهای 16 و 25 آبان، 4و16 آذر، 13 و27دی و در نهایت 9 بهمن97 که هرکدام از قبلی شدیدتر و دارای رواناب پیک و پایه بیشتری بود،گویی ما را از کهکشانی به کهکشانی دیگر پرتاب می کرد.دستورالعملها و برنامه ها تغییر می کرد.اکنون دیگر بحران از خشکسالی به سیلاب شیفت داده شده بود. در جریان سیلاب سنگین 9 بهمن 97 خسارات سنگینی به بار آمد و تجهیزات ایستگاه جلوگیر دچار آسیب فراوانی شدند و مقطع ایستگاه کاملا تغییر کرد.

در این بین وظیفه دفتر ایستگاههای سنجش و دیسپاچینگ  آب (رصدخانه فعلی) بسیار سنگین تر شد.مقاطع رودخانه ها به دلیل سیلابهای شدید تغییر می کرد و اندازه گیری های مقاطع تغییر یافته اکیپهای اندازه گیری لحظه ای استراحت نداشتند و باید به سرعت از بخشهای سیلابی اندازه گیری به عمل می آمد و همچنین جداول دبی اشل نیز مرتب تغییر می کرد و باید به روز می شدند. ایستگاهها نیز باید به سرعت تعمیر و بهینه سازی می شدند.

به عنوان نمونه در زمان اندازه گیری در تله زنگ در زمان سیلابی به دلیل شدت سیلاب وزنه 100 پوندی به تنه یک درخت گیر کرد و اگر یکی از همکاران در اخرین لحظه با چاقو سیم را نمی برید شاید تمام اتاقک و همکاران ما طعمه رودخانه وحشی می شدند و یک حادثه ناگوار رخ می داد.فیلم زیر بیانگر آن لحظات سنگین و پرحادثه است.

به یقین بار اصلی کار و تلاش در ان زمان -با عرض احترام به همه همکاران ستادی- اما بر دوش همکاران میدانی بود که در گرما و خاک تابستان 97 و باران و سیلاب پاییز وزمستان 98 سر در گروی یار نهادند و به نبرد طبیعت خشن این خطه رفتند.

اسفند 97 اما زمانی برای آرامش بود .اوضاع رو به آرامی بود و خشم آسمان اندکی فروکش کرده بود.

اما روز 2 فروردین 98 هشدار هواشناسی صادر شد.سیل دیگری در پیش بود.

شیپور آماده باش در سراسر زمین و آسمان به صدا درآمد. نبردی دیگر در راه بود..

به مدت یک ماه کار شبانه روزی گردید. رییس جمهور وقت به وزیر نیرو دستور داد که ستاد خود را در اهواز قرار دهد و اتاق دیسپاچینگ به مرکز ثقل فعالیتهای ستادی تبدیل شد. در دیسپاچینگ و دفتر ایستگاههای سنجش کسی نمی خواست در سیلاب فروردین 98 غرق شود.

سالن جلسات دریافت آمار تصمیم گیری و.. در این مکان بود و نمایه آمار ساعتی و لحظه ای سدها و ایستگاهها از نرم افزاری که توسط مهندس محمد پوربهزادی و شفیق سعدی  از کارشناسان توانای دفتر ایستگاهها تهیه شده بود، به صورت ساعتی به تمام مراکز مخابره می شد و تمام سایتها و خبرگزاریها نگاهشان به این نمایه بود.حاصل زحمات همه همکاران به این نمایه منتقل می شد و همه از اینکه این اطلاعات را می دیدند، لذت می بردند.دیگر همه چیز در معرض نمایش بود و این یک آرزوی دیرینه بود.




نمایه نرم افزار ایستگاههای خودکار

حتی همکارانی در زمینه اندازه گیری دبی رودخانه از سایر استانها به کمک ما آمدند . اما بار اصلی کار در این زمینه باز بر دوش کارشناسان این دفتر بود.

سیل 6 فروردین ماه در حوضه های خوزستان به خوبی مهار شد .اما این تازه آغاز ماجراست .

در روز 12 فروردین 98  لشکر سیاه پوش و جرار آسمانی بار دیگر شمشیرهایش را از نیام کشید.باد این ابرهای خشن و ماجراجو را به سمت مشرق هدایت کرد و محشر بزرگی برپا شد.

بدون شک روز 12 و 13 فروردین 1398 یکی از بحرانی ترین و تاریخی ترین برهه های سازمان آب وبرق خوزستان بوده است .

ابرهای بسیار تیره و سیاهی که در ان روز بر کرمانشاه، ایلام و لرستان باریدن گرفت، را حتی نسل قدیمی به خاطر نمی آوردند سیل کاملا برای چند نسل بی سابقه بود.شاید سیل 1302 در این ابعاد رخ داده بود که اطلاعات چندانی از ان رخداد در دسترس نیست.

در آن شرایط در 36 ساعت، ایستگاه نظر آباد 166 میلیمتر ،جلوگیر 99،آران کرمانشاه 138 و دره شهر 134  میلیمتر باران امد . باید در مقام مقایسه گفت بارش یک سال شهر اهواز در حالت نرمال 220 میلیمتر است و این حجم از باران در یک بازه کوتاه و حوضه پهناور و سیراب منجر به فاجعه شد.

.حوضه کرخه مرکز این هیاهو بود و در این آشوب بود، که شهر پلدختر به تسخیر آبهای خروشان بارندگی درآمد و اگر سد کرخه نبود، چه بسا ما باید در خوزستانی نابودشده زندگی می کردیم. وقتی شهر کوهستانی پلدختر اینچنین تسلیم سیل شد ،واقعا چه سرنوشتی در انتظار پایین دست بود؟

حوضه کرخه با بیش از 43000 کیلومتر مربع بزرگترین حوضه آبریز است و در صورتی که همزمان تمام حوضه فعال شود رواناب آن به بالاترین پیک ممکن می رسد این اتفاق همیشه نمی افتد اما در آن شب رخ داد .

برای نمونه در سیل 3 آذر 73 به شهرهای پایین دست سد فعلی خسارت سنگینی وارد شد.

این در حالی است که پیک سیل در ساعت 16 آن روز ، 4830 متر مکعب بر ثانیه بود که نصف پیک ساعت 1 بامداد روز 13 فروردین 98 بود.در سال 73 کرخه فاقد سد بود.

از عظمت کاری که سد کرخه انجام داد همین بس که سیلی با پیک 8300 متر مکعب بر بر ثانیه را مهار کرد و تنها 1800 متر مکعب بر ثانیه روانه پای پل شد و در نهایت شهرهای حمیدیه ، اهواز و سوسنگرد از نابودی نجات یافتند.

در این میان با توجه به تجربه سیلهای 14 بهمن 71 و 3 آذر73 ، دستور تخلیه شهرهای حمیدیه سوسنگرد و بستان از طرف ستاد حوادث غیرمترقبه صادر شد . اما مردم این شهرها در محل زندگی خود باقی ماندند و از خانه و کاشانه خود دفاع کردند .و مانع از سقوط این مناطق به وسیله سیل شدندآنها نیز نمی خواستند در سیلاب فروردین 98 غرق شوند.ایشان شهر وخانه و زندگی خود را رها نکردند، تا بگویند فردا صبح وقتی باران تمام شود، زمین های سرسبز شهر  آب و سیل را شکست خواهند داد .مزارع غرق در آب، دوباره پر از گندم می شوند و جوانه های خفه شده در آب زنده شده ، دوباره لبخند می زنند.

در روز 12 فروردین 1398، بارش به اوج رسید و در نیمه آن شب فراموش نشدنی، پیک سیل نهایی حوضه  با دبی بالای 10000 متر مکعب بر ثانیه روانه پایین دست شد، که 2000 متر مکعب بر ثانیه توسط سد سیمره و 8000 متر مکعب بر ثانیه بوسیله سد کرخه مهار شد .در این بین در طول تنها 7 ساعت بزرگترین آبگیری تاریخ سدها رخ داد و سد کرخه از تراز 220 به تراز 224.36 رسید .

سدهای خاکی در طول نخستین دوره آبگیری باید به تدریج آبگیری شوند. اما سالهای طولانی خشکسالی که از ابتدای آماده شدن سد کرخه رخ داده بود، مجال آبگیری تا بالاترین تراز را نداد.در تمام این سالها بحران این حوضه خشکسالی بود .تراز مخزن اغلب پایین بود. حتی سیل 26 فروردین  95 به دلیل خالی بودن نسبی مخزنی بین تراز های 203 تا 209 که قبلا آبگیری در آن رخ داده بود ، به راحتی مهار شد و کسی در پایین دست، پیک 3700 متر مکعب بر ثانیه ورودی به سد را احساس نکرد.  اما در فروردین 98 اوضاع کاملا فرق می کرد. به دلیل سیلابهای شدید قبلی و دبی پایه بالا، تراز بی سابقه  220 رخ داده بود و به دلیل مشکلات پایین دست و عدم تاب آوری زمینهای کنار رودخانه، امکان تخلیه بیشتر مخزن وجود نداشت.مخزن خالی نبود و فقط 5 متر جای خالی ان هم در بالاترین تراز داشت.

لذا افزایش ناگهانی از تراز 220 تا 224 آن هم برای نخستین بار در عرض فقط هفت ساعت  یا یک ریسک بالا همراه بود، که سد کرخه علیرغم انتقادات بسیار به نحوه جانمایی و مشکلات زمان ساخت، اما سربلند از امتحان کنترل سیل 8000 متر مکعب بر ثانیه بیرون امد و از نابودی شهرهای پایین دست به طور قطع جلوگیری کرد.

در این راه باید پس از لطف خدا از سازندگان سد یاد کرد و در مرحله بعد از پرسنل و کارکنان سد به ویژه در بخش پایداری آن و همچنین باید از همکاران ستادی در دفتر پایداری سدهای سازمان به سرپرستی دکتر یعقوب عرب و مهندس باقر دیناشی  تقدیر کرد، که سالها با رصد و پایش داده های پایدار، سد و سازه سرریز را کنترل کردند و باعث شدند تا روز مبادا این سد تا بالاترین تراز ممکن آبگیری شود و مشکلی به وجود نیاید و همچنین سرریز با ایمنی بالا و برای نخستین بار در طول تاریخ این سد بازگشایی شود.تبدیل پیک 8000 به خروجی 1800 متر مکعب بر ثانیه حاصل چنین تلاشهایی بود .

ارزیابی نشان می دهد که آورد سال ابی 97-98 سد کرخه در کل دوره آماری بی سابقه بود .

همچنین از زمان ساخت سد این حوضه در خشکسالی شدید و سیل سال آبی 97-98 یک اتفاق کاملا غیر عادی به شمار می رفت. .سالها خشکسالی پهنه رودخانه را دچار تغییرات کرده بود و تاب آوری رودخانه را پایین آورد بود .آوردهای سالهای قبل در برابر آورد سال آبی 97-98 نزدیک به هیچ بود.

سیل در دیگر حوضه ها نیز پردردسر بوددر حوضه جراحی شهر شادگان توسط آب محاصره شد.بلوارهای ساحلی اهواز به زیر آب رفت و ترافیک سنگین شهر را فراگرفت.شعیبه در پایین دست سد دز دچار آب گرفتگی شدید شد.و ..

فیلم زیر مربوط به آبگرفتگی شدید در شادگان و جاده نزدیک هور است که توسط مهندس عبدالمحمد  بشیری مدیر وقت امورآب شادگان تهیه شده است.

آن روزها گذشت و قطار زمان به سرعت ایستگاه فروردین 98 را ترک کرد. چندان که ایستگاههای قبل و بعد از ان را نیز چنین جا گذاشت و جا خواهد گذاشت.

اما ما اکنون به ان زمان و تصاویر برجای مانده از آن زمان نگاهی می اندازیم و ضمن احترام به همه کسانیکه در ان زمان تلاش کردند و با انرژی تمام به فعالیت پرداختند،اما یاد می کنیم از همکاران عزیزی که شبانه روز در دفتر ایستگاههای سنجش و دیسپاچینگ قلب مرکز کنترل بحران  تلاش کردندزیرا انها نمی خواستند در سیلاب فروردین 98 غرق شوند

سرپانگه داشتن بیش از  120 ایستگاه، الکترونیکی کردن دریافت اطلاعات، آموزش متصدیان،ساخت و تعمیر ایستگاهها ، اندازه گیری در شرایط سخت، برپایی سمینار آموزشی برای متصدیان و کارشناسان صحت سنجی داده های دریافتی، به روز کردن مرتب جداول دبی اشل، ارائه لحظه ای داده ها و تهیه نرم افزار نمایش اطلاعات که قطعا به مرکز ثقل و قلب سازمان در آن زمان تبدیل شد، در یک بازه کوتاه زمانی با هدایت معاونت وقت استاد ارجمند آقای دکتر حسونی زاده و تلاش بسیار مهندس ستار نوری راد مدیر وقت و خوش فکر  دفتر ایستگاهها صورت پذیرفت و یک کار تمام بومی و داخلی و در نوع خود موفق بود.فرآیند نصب ایستگاهها در این دوره شدت گرفت و کار پایش داده ها با وسواس و دقت فراوان از سال 96 پیگیری شد. همچنین باید از مهندس بهزاد نمازی یاد کنیم، که تا سال 93 تصدی ایستگاههای سنجش را بر عهده داشتند و در این راه تلاش فراوانی جهت تهیه زیرساختها انجام دادند و سرانجام مهندس عبدالمحمد بشیری از پرسنل قدیمی و باسابقه در بخش سنجش و اندازه گیری  در سالهای اخیر به ویژه در جریان خشکسالی تابستان 1400 و وقایع منسون 1401 این دفتر را به خوبی هدایت کرده اند.اینجا از همکاران بسیاری در این دفتر یاد می کنیم.

در بخش دیسپاچینگ و اتاق فرمان دکترعارف وائلی و همکاران ایشان مهندس منصور زیبایی ، محمد دهفولی، ناصر عیدانی، امین دقایقی و سید عمار مشعشعیان به صورت بیست و چهار ساعته در محل مستقر بودند و کار ورود و ارائه اطلاعات را انجام می دادند.آنها پیشاهنگ و پاسخگو فعالیت خود و سایر همکاران بودند.آنها باید پاسخگوی عملکرد همه همکاران می بودند.

برای بهتر شدن کار جلسات بسیاری در محل دیسپاچینگ برگزار شد.هیچ چیز به قضا و قدر واگذار نشد.

مهندس علیشیر رستمی در زمینه اندازه گیری در ان زمان مسئولیت داشتتند و با اندازه گیریهای دقیق، به موقع و سیلابی که توسط همکاران ایشان انجام شد ، کمک کرد تا جداول دبی و اشل دقیقی برای ارائه به وجود اید و این امکان به وجود آید تا در زمان سیلاب بتوان برای نخستین بار آمار دبی سیلاب به صورت لحظه ای از مرکز دیسپاچینگ مخابره شود و امکان اطلاع و تصمیم گیری بهتر میسر شود.  به جرات می توان گفت تمامی پیک ها اندازه گیری و ثبت شدند و با تبادل اطلاعات بین گروه اندازه گیری و گروه اطلاعات داده تمامی منحنی ها به روز شدند و درصد خطای پیش بینی به زیر ۵٪ وگاه نزدیک به واقعیت رسیده بود..از اکیپ ایشان به مهندس مسعود شجاعی، سامان انسان، میلاد فروزنده، سیروس رستمی، محمد جلیزی، جاسم حمادی و هادی حسونی زاده. و دیگر همکاران بخش اندازه گیری و  تلاش بسیاری داشتند.فراموش شدنی نبود وقتی که دبی پیک اندازه گیری شده اهواز –توسط یک اکیپ مستقل -در روز 15 فروردین 98 ،3239عدد  متر مکعب بر ثانیه را محاسبه کرد و جدول دبی اشل آن را 3257 گزارش کرده بود و این نشان می داد که اعدادی که به عنوان دبی اهواز به عنوان نقطه اوج کار، ارائه شده بود چه مقدار دقت داشت.

در سالهای اخیر مهندس روح اله مهربانی متصدی این بخش بودند و در جریان خشکسالی شدید تابستان 1400 با افزایش تعداد اندازه گیریها به میزان 50 درصد نسبت به سابق در جهت بالابردن  این امر  انجام وظیفه کردند..

مهندس علی  شاکری در بخش تعمیرات ایستگاهها فعالیت کردند و همکاران ایشان مانند دکتر حمید ناصری کریموند ،میلاد فروزنده ،مهندس حمزه سعیدی، علی جولان زاده و ،هادی هوشدار و کارشناسان مناطق آقایان مهندس مجتبی نظری، ملک نصرالهی، کمال فرخ نژاد، جمشیدی و طاهرزاده تلاش بسیاری برای تعمیر و در مدار داشتن ایستگاهها به خرج دادند.مهندس عظیم قمیشی نیز از سال 1399 در این گروه عهده دار مسئولیت بوده اند.

تعمیر ایستگاه در تله زنگ.

فرآیند تعمیر ایستگاه در تنگ پنج

در بخش کالیبراسیون دکتر امیر زیلایی و همکاران ایشان شفیق سعدی ،محمد لطفی، محمد نویری ،حسن آسیابان، حسین سوزی و داریوش شمس فعالیت داشتند.همچنین همکارمستقیم  بنده در آن زمان محمد حسونی زاده  یاد می کنم.لارم به ذکر است برنامه نمایه ایستگاهها نیز توسط مهندس محمد پور بهزادی تهیه و طراحی شد.

همچنین مهندس رضا امیریان و پیمان قبیتی نیز در بخش برنامه نویسی از سال 1399 در این دفتر فعالیت دارند و در گروه بانک اطلاعاتی نیز در سالهای اخیر سرکار خانم مهندس آزاده شریفی و مهندس عبدالرحیم امیریان به عنوان رییس گروه انجام وظیفه کرده اند. بسیاری از همکاران دیگر و همچنین متصدیان و کارشناسان ستادی این دفتر در این قالب فعالیت کردند، تا این کار به عنوان پایه و مبنای فعالیتهای بعدی شکل بگیرد.

لازم به ذکر است اکثر این عزیزان جز پرسنل پیمانکار و حجمی هستند و وضعیت معیشتی آنها نیازمند توجه بیشتر می باشد

 اینجا به طور جدی از همه دوستانی که نام  انها ذکر نشده عذرخواهی صمیمانه می کنم.همچنین بخشهای بسیاری از معاونت مطالعات پایه و سایر معاونتها به طور خستگی ناپذیری فعالیت داشتند ،که جا دارد از آنها نیز یاد کنیم و این حقیر به دلیل اینکه اطلاعات کاری ایشان را در اختیار نداشتم، امکان ارائه فعالیت آنها را نداشته ام.اما آنها هم می خواستند در سیلاب فروردین 98 کسی غرق نشود(آسیب نبیند).

نزدیک پارک  قوری 10 فروردین 1398

12 فروردین 98 اهواز بلوار ساحلی.

جاده اهواز آبادان

بلوار ساحلی شرقی بین پل معلق و پل نادری 12 فروردین 98

پل هفتم اهواز 17 فروردین 98

بلوار ساحلی بین پل پنجم و پارک قوری 12 فروردین 98

ورودی پل سوم کیانپارس به فلکه نخل 28 فروردین

پیشروی آب زیر پل هفتم

پل هفتم 13 فروردین 98

29 اسفند 97

بلوار ساحلی شرقی  بین پل معلق و پل نادری

پارک کنار پل هفتم سمت کیانپارس 17 فروردین 98

همچنین این متن برای کسانی است که در سیلابهای این سرزمین برای حفظ خانه و کاشانه خود و دیگران جنگیدند تا ان را حفظ کنند و در سیل غرق نشوند، برای آن خانم پزشکی است که از آذربایجان آمد و و وقتی دید سیل راه ارتباطی برای رسیدن به یک زن زائو را بسته شجاعانه خطر را به جان خرید ، بر یک طناب چنگ زد تا از رودخانه خشمگین و سیلابی بگذرد و به کمک ان زائو بشتابد.

این متن برای رانندگان بی نام و نشانی است که شبانه روز خاکریزی کردند تا سیل به خانه های روستاییان نیاید و کسی در سیل فروردین 98 غرق نشود.نام و نشانی از انها نیست که انها قهرمانان گمنام این داستان هستند .تنها رودخانه است که نام انها را می داند

برای کارگر فاضلابی است که  تا سر به درون فاضلاب سیلاب  لغزید شاید راه گذر  و دهانه عبوری فاضلاب را بازگشایی کند و با سری بلند و تنی پاک از آن بیرون آمد.او هم می خواست به قیمت رفتنش به جایی که هرکسی نمیرود ،در آن شرایط کسی در سیلاب فروردین 98 غرق نشود(آسیب نبیند)

.



این متن برای کارگرانی است که در سد و ایستگاه و کانال و همه مسیر این رودخانه برای کنترل سیل کوشیدند برای جوانانی است که گونی و سنگر ساختند، تا سیل به شهرشان نیاید و شهرشان را تحویل غول آب ندادند آنها هم می خواستند در سیل فروردین98 غرق نشوند ، تا دوباره شاهد نزول آفتاب بر این زمین تفتیده باشند و بتوانند پابرهنه در کوچه های شهرشان دوباره بازی کنند برای کسانی است که  یک  که نه ده  صد  هزار میلونها دورود هم جوابگویشان نیست.حاصل زحمت و دسترنج شما تا ابد در آب و خاک این  سرزمین می ماند.در ظاهر این ما انسانها هستیم که می مانیم و رودخانه می آید و می میرود اما در واقع این رودخانه است که می ماند و ما انسانها هستیم که می رویم . چنانکه کارون و کرخه قرنهاست که با غرور مانده اند و انسان  خاکی این ساکن موقت این دیرفانی  با آن وداع کرده است . اما من به شمایی که در سیلها و خشکسالیها جنگیدید تا غرق نشوید،این بشارت را می دهم که  اکنون بخشی  از این رودخانه هستید و  تا ابد در این سرزمین و در این رودخانه و زیر این خورشید خواهید ماند.شما ابدی هستید.شما هیچوقت نمی میرید

این برای کسانی است که قلبشان را برای این رودخانه گذاشتند و بر هر بخشی از مسیر آن ذره ای از قلبشان باقی ماند و روزی که دیگر آنها نباشند و روزی که دیگر قلب انها از حرکت بایستد، آن ذره ها هر کدام قلبی می شوند به وسعت یک دریا و آن میلیونها قلب تا ابد در این سرزمین خواهند تپید وبرای این است که آنها بدانند هرگز تمام نمی شوند و اگر نباشند،دوباره از فراز آسمان خواهند بارید به کوه می رسند از ان به پایین می آیند و با سیل بعدی به این سرزمین برخواهند گشت و از کنار خانه های قدیمی خودشان  خواهند گذشت و برای ان اشکی خواهند ریخت با دلی آرام و قلبی مطمئن به سوی دریا پرخواهند کشیدو همه این داستان برای همه آنهاست……

لینک کوتاه : https://roydadab.ir/?p=2333

برچسب ها