• امروز : دوشنبه, ۴ اسفند , ۱۴۰۴
  • برابر با : Monday - 23 February - 2026
0
عباس میرزایی عضو هیات علمی گروه مهندسی اقتصاد کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی خوزستان

مدیریت آب از طریق اقناع اجتماعی و سیاسی: کاربرد مدل عامل بنیان

  • کد خبر : 1843
  • ۰۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۵۱
مدیریت آب از طریق اقناع اجتماعی و سیاسی: کاربرد مدل عامل بنیان

بحران آب در ایران بیش از آنکه مسئله‌ای فنی باشد، مسئله‌ای انسانی و رفتاری است. تضاد میان منافع فردی و منافع جمعی، در بسیاری از حوضه‌های آبریز کشور، مانع اصلی اجرای سیاست‌های سازگاری است. کشاورزان در منطق فردی خود به دنبال حفظ درآمد، کسب سود و امنیت اقتصادی هستند، اما همین رفتار در مقیاس جمعی به تشدید بحران آب و کاهش تاب‌آوری اجتماعی منجر می‌شود.

علوم انسانی نشان می‌دهد که بدون درک این تضادها و بدون طراحی سازوکارهایی برای همسو کردن انگیزه‌های فردی و اجتماعی، هیچ سیاستی—حتی اگر علمی و دقیق باشد—به نتیجه نخواهد رسید. در همین چارچوب، نتایج مطالعات اینجانب شامل مطالعات میرزایی و زیبایی (۲۰۲۱)، میرزایی و آزرم (۲۰۲۲) و میرزایی و همکاران (۲۰۲۳) نشان می‌دهد که حتی زمانی که سیاست‌های تشویقی برای کاهش برداشت آب یا بکارگیری راهکارهای سازگاری ارائه می‌شود، بخش قابل توجهی از کشاورزان همچنان در برابر مشارکت مقاومت می‌کنند. مدل‌سازی عامل‌بنیان در این پژوهشها نشان داده است که این مقاومت، ریشه در بی‌اعتمادی نهادی، ترس از ریسک اقتصادی و فشارهای اجتماعی دارد. شبیه‌سازی‌ها تأیید می‌کند که حتی با وجود مشوق‌ها، عامل‌ها—که نماینده کشاورزان واقعی هستند—رفتار خود را تغییر نمی‌دهند، مگر آنکه منافع فردی آن‌ها به‌طور ملموس تأمین شود. این یافته‌ها پیام روشنی دارد: برای همسو شدن منافع فردی و اجتماعی، باید ابتدا مقاومت ذهنی کشاورزان کاهش یابد و این امر تنها با ارائه راهکارهایی ممکن است که امنیت اقتصادی و پایداری درآمد آن‌ها را تضمین کند. اما اقناع تنها به سطح کشاورزان محدود نمی‌شود. اقناع سیاسی نیز بخش جدایی‌ناپذیر مدیریت آب است. سیاست‌گذاران، مدیران محلی و نهادهای تصمیم‌گیر نیز در معرض تضاد میان منافع کوتاه‌مدت و پیامدهای بلندمدت قرار دارند. در بسیاری از موارد، فشارهای سیاسی، مطالبات محلی یا ملاحظات انتخاباتی باعث می‌شود تصمیماتی اتخاذ شود که با اصول علمی مدیریت آب همخوانی ندارد. در چنین شرایطی، نقش دانشگاهیان و پژوهشگران برجسته می‌شود. آنان باید بتوانند راهکارهای علمیِ قابل اجرا را به زبان سیاست ترجمه کنند و با ارائه تحلیل‌های آینده‌پژوهانه، پیامدهای تصمیمات نادرست را برای سیاست‌گذاران روشن سازند. جان کینگدان، نظریه‌پرداز سیاست‌گذاری عمومی، در این‌باره می‌گوید: «سیاست زمانی تغییر می‌کند که شواهد علمی، خواست اجتماعی و اراده سیاسی در یک نقطه به هم برسند.». این دیدگاه نشان می‌دهد که اقناع سیاسی یک فرآیند علمی–اجتماعی است، نه یک اقدام تبلیغاتی. در نهایت، مدیریت پایدار آب زمانی ممکن می‌شود که سه سطح اقناع به‌طور هم‌زمان شکل گیرد: اقناع کشاورزان از طریق تأمین منافع فردی، اقناع جامعه از طریق مشارکت و شفافیت، و اقناع سیاست‌گذاران از طریق تحلیل‌های علمی و ارائه راهکارهای اجرایی. مدل‌سازی عامل‌بنیان می‌تواند این سه سطح را به هم پیوند دهد و نشان دهد که چگونه تغییر رفتار در یک سطح می‌تواند کل سیستم را دگرگون کند. تجربه‌های پژوهشی اینجانب یادآور این واقعیت‌اند که بدون فهم انسان و بدون اقناع سیاسی، هیچ سیاستی—حتی اگر علمی و دقیق باشد—به نتیجه نخواهد رسید.

لینک کوتاه : https://roydadab.ir/?p=1843

برچسب ها