دانش محتوایی آب یعنی فهم عمیق از مفاهیم، سازوکارها و واقعیتهای علمیِ آب. این دانش، نه درباره مشارکت است، نه درباره سیاست و نه درباره قدرت. دانش محتوایی آب با «آنچه آب هست و چگونه کار میکند» سروکار دارد.اما سواد آب « توانایی درک، تحلیل و مشارکت آگاهانه در اموری است که با نقش آفرینی آب تحتتأثیر قرار می گیرد. این مفهوم فقط آموختن چند اصطلاح علمی نیست؛ بلکه مشاهده و تحلیل لایه های عمیق تر مانند دیدن شبکه قدرت، نابرابری، عدالت، امنیت و سازوکارهایی است که سرنوشت آب را تعیین میکنند.دانش آب در مورد چرخه طبیعی آب است، اما سواد آب در مورد چرخه هیدرو – اجتماعی آب است. از این رو سواد آب یک مفهوم چندلایه است و معمولاً این بخشها را شامل میشود:
1. دانش پایه (Content Knowledge)فهم علمی از چرخه طبیعی آب، شناخت و مکانیسم صورتبندی هی متنوع آب ، از آبهای سطحی گرفته تا آبهای زیرزمینی، شیمی آب، ابزار مصرف، کیفیت، سازههای آبی و…
2. آب در چرخه هیدرو – اجتماعی و شناخت انتقادی دانش اجتماعی–سیاسی آب : اینکه چه کسی تصمیم میگیرد؟ اعمال قدرت و کنترل در آب چیست، در کجاست؟ سیاستهای آبی چگونه روایتسازی میکنند؟ چه سازوکارهایی منابع را ناعادلانه توزیع میکنند؟ عدالت آبی چگونه می تواند یک اکوسیستم را پایدار یا تخریب کند و…
3. سواد آب مبتنی بر دانش انتقادی:توانایی تشخیص گفتمانهایی که پشت پروژههای بزرگ پنهان شدهاند؛ مانند عدالت، خودکفایی، امنیت غذایی، توسعه، آبادانی، اشتغالزایی… به شناخت نظریه های انتقادی اجتماعی، اقتصاد رفدازی، روان شناسی اجتماعی و تحلیل نیاز دارد.
4. دانش اخلاقی آب و عدالت بیننسلی: چطور تصمیمات امروز ما بر حیات کودکان و اکوسیستمها در آینده اثر میگذارد؟
5. دانش مشارکتی: توانایی مشارکت، مطالبهگری، گفتوگو، و نقد منصفانه تصمیمات آبی. با این توضیحات شاید درک این که چرا وضعیت منابع آب ایران به این نقطه فلاکت رسیده آسان تر شود؛ بحران آب ایران زاییده اتکای صرف بر دانش محتوایی جهت تصمیم گیری بوده است. بسیاری از فجایع آب به این دلیل است که مردم و حتی سیاستمداران نمیدانند روایتهای رسمی چگونه ساخته میشوند، و چه کسانی از آن سود میبرند و اکوسیستمها چگونه تحت تأثیر تصمیمات آب شکننده شده و از بین رفته اند. افزایش سواد آب بویژه در سطوح سیاستگذاری کمک میکند تا تشخیص روایتهای جعلی درباره بحران آسان تر شده و با تحلیل چندجانبه؛ داستان پشت سدسازی ها، سیاستهای انتقال آب و خشکیدن کشور عمیقا درک شود.ترویج سواد آب یک کنش میان رشته ای بوده و به این معناست که مردم ضمن شناخت فیزیکی آب؛ آگاه شوند در اثر سیاستهای آبی چه کسانی نفع برده و چه کسانی ضرر میکنند، چرا در اثر اقدامات مخرب امروز، کودکان و نسلهای آینده بیشترین هزینه را میپردازند و چرا باید حتی با اقدامات کوچک، ابعاد تخریب را کاهش دهیم و به سهم خود نقش. مسئولیتی بر عهده بگیریم. برخلاف سیاست آموزش سواد آب موسوم به داناب توسط وزارت نیرو که داناب را به آموزش معلمان درس انسان و محیط زیست محدود کرده است؛ به عنوان یک مروج مستقل سواد آب معتقدم که «سواد آب» یعنی آشنا کردن همه سطوح جامعه با همان چیزهایی که زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده است: سازوکارهای ارتباط میان آب، قدرت، سیاست، روایت، بدنها، زیستجهانها و آیندهها.سواد آب، ترجمهٔ عمومی همین مفاهیم پیچیده است؛ ابزاری فهم لایه های پنهان آب است.سواد آب، فقط یک مهارت آموزشی نیست؛ یک توانمندسازی اجتماعی است که کمک میکند مردم ببینند تصمیمات آبی در کجا و طی چه سازو کارها توسط چه کسانی و چگونه ساخته میشود، چه پیامدهایی بر زیست ما و اکوسیستم ها در یک حوضه آبریز دارد، و چرا بدون سواد آب هیچ «اصلاحی» پایدار نمیماند.اگر دانش آب یکی پایهٔ علمی میسازد، سواد آب توان تحلیل، انتقاد، بازسازی و مشارکت ایجاد میکند.













